تبليغاتX
صدای پای نسیم
قدمی مانده به صبح


صدای پای نسیم




 

دلم برای تمام روزهای خوب خدا تنگ است

 

برای دست هایی که

 

عموی زنجیرباف دروغین من بودند

 

برای ذره ای حضور

 

در میان اشیای خاکی خانه ام

 

برای سینه گشاده ام

 

که زیر سختی اعتمادهای بیهوده

 

له شده است

 

برای همان دختر ابرو کمان مو بلند

 

که مثل نفهمیدن راز انار

 

هیچ وقت ندانست اختلاف دمای

 

عاشق شدن و معشوق بودن را ...

 

برای آن بهشت شیرین

 

در" مربای به " دستپختِ مادرم

 

برای آن همه نبض

 

زیر پوست کتاب هایم

 

که در رگ  شوق من می زد

 

آن همه اتفاق های شگرف

 

که دنبال ماجراجویی من بودند

 

دلم برای دلم ...

 

و کوچه های شهرم

 

برای آن همه آرزوی بالابلند ِ حالا پیر ...

 

برای وقار شانه های گریستن

 

در امامزاده های ناشناس

 

که همیشه به عمد

 

فراموش می کردم نسبشان به کدام امام را

 

برای خاطره هایی

 

که از دست رفته اند

 

زیر آوار فرداهای نیامده

 

برای آن همه تکیه کلام

 

که زادگاهشان همیشه بومی هیچ کجاست ...

 

دلم برای خدا

 

همان خدای .........

 

که نمی دانم با کدام پرواز نامعلوم

 

رفته است از کنار من ...

 

دلم...........

 

 

 

 

بگذریم

 

اشک هایم سردشان شده است ...

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387 ساعت 1:1  توسط نسیم  | 


 ۱

نگرانم

می شود اینقدر چشمهایت را

 

                         روی کتاب و دفترواشیا

                                                      نریزی؟

بگذار به آرامی

خرده ریز های دلم را

        از زیر دست وپای نگاهت

                                          جمع کنم.

 

      ********************

۲ 

گذشته ات را شستم زیر باران

آینده ات سفید سفید روی بند رخت تاب می خورد

 

                خوب من

از این پس

می خواهم یک نفس بمیرمت از عشق

مهم نیست دیگران

 خوب

 را چطور تعریف می کنند

            من دایره المعارف جدیدی خواهم نوشت.

 

     ********************

۳

دیشب تو را می ساختم

از پاره های تنم

تورا

واژه به واژه

از اندوه دلم می ساختم

تو

ذره

ذره

ظهور می کردی

من

تکه

تکه

 زوال می رفتم.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387 ساعت 19:45  توسط نسیم  | 


بالاخره امتحاناتم تمام شد.نه تنها امتحانات ترم بلکه پرونده واحد های درسی ام بسته شد .

باورم نمی شه ...هم خیلی طول کشید و هم خیلی زود گذشت.من فکر می کردم که هنوز واحد داشته باشیم ..یعنی واقعا دیگه تمام شد؟؟چه روزهایی گذراندم .چه سختیها یی رو پشت سر گذاشتم .کلا آدمی نیستم که از سختی بترسم اما اوضاع حتی من رو داشت از پا در می آورد ...خدایا شکرت .چون اگر کمک های تو نبود  نمی تونستم دوام بیارم..اینها رو اینجا می نویسم که هم تو رو فراموش نکنم و هم تمام عمر یادم باشه که با چه سختی داشته هام رو بدست آوردم و قدر اونها رو بدونم بدون اینکه مغرور باشم ...

 

یکی از استادامون که در واقع می شه گفت استاد تمام و نفر اول تو رشته ما در ایرانه،آدم عجیبیه یک پیرمرد۷۵ ساله با موهای  یکدست سفید و علیرغم سنش خیلی خوش استیل وچهار شونه و شیک پوش...فکرش رو بکنید ۵۵ سال پیش انگلیس درس خونده اونهم با چه استادایی....

من یکی که مثل پدرم بهش احترام می گذارم والبته مثل سگ ازش میترسم.اینجوری  بگم  که بیشتر اساتید دانشگاه، دانشجو اون بودند و همه ازش حساب می برند و صد البته از لحاظ علمی خیلی قویه...خلا صه ابهت عجیبی داره.خیلی راحت روز دفاع که فکر می کنی داری فارغ التحصیل می شی از تز ایراد می گیره و می گه برو 6 ماه دیگه کار کن..

 

همه دانشجوهاش رو به اسم کوچک صدا می کنه.شماره موبایل و شماره تلفن منزل همه رو داره و همینطور آدرسمون رو...روزهای امتحان علی الخصوص بدون اجازه اون حق نداریم از خونه بیرون بیا یم.همه رو کنترل می کنه .وای به حالمون اگر زنگ بزنه و ما خونه نباشیم .سر زده میاد خونه هامون...حالا مثلا با من میانه اش خوبه و قبولم داره ،ده بار تا حالا ضایعم کرده.

هفته پیش که من هنوز یک امتحانم مونده بود برای گرفتن یک گواهی مجبور بودم برم دانشگاه . پیش خودم گفتم یواشکی می رم و بر می گردم  .نمی بینه .چشمتون روز بد نبینه،تو آموزش داشتم با کارمند صحبت می کردم که یک دفعه از پشت سر یکی گفت :نسیم اینجا چیکار می کنیییییی؟؟ تمام تنم داغ  شد.زانوهام از ترس داشت می لرزید.کارمندهای تو اتاق همه به پاش بلند شدند و جرات حرف زدن نداشتند.گفتم استاد ببخشید...با عصبانیت گفت بیا اتاقم و خودتان  حدس بزنید که جه حرفهایی بارم کرد.بعد که برگشتم  کارمند ها می خندیدند و می گفتند ما که هنوز نفسمون بالا نمی آد،وای به حال شما.

 

به هر حال ،روزهای سخت تمام شد و خدا رو شکر من سر بلندم. همینقدر که از خودم راضیم خیلی خوبه ،من همه تلاش خودم رو کردم .وقتی فکر می کنم می بینم قید زندگی رو زدم .چند سال اخیر اینقدر زحمت کشیدم که اگر تا ۱۰-۱۱سال دیگه تلاش نکنم تازه یک ادم  معمولی می شم..اما نه من خیال اینکار رو ندارم اصلا نمی تونم.اما باید مدتی استراحت کنم .

بعدا نوشت۱:زندگی وایسا که من دارم میام...

بعدا نوشت۲:چی بهتر از سفر ...بلیط رو چند وقت پیش گرفتم فقط باید  دنبال ویزا باشم...تا اون موقع فعلا با انوااااااااع تفریحات داخلی خودمون رو باید سر گرم کنیم.

بعدا نوشت۳:چند روزه رو تخت بیمارستان ام و بین این دنیا و اون یکی در رفت وآمد...خستگی بالاخره من رو از پا انداخت.الان هم که برگشتم هنوز تو برزخم.

بعدا نوشت۴:روزی که شروع به نوشتن این وبلاگ کردم  هیچ فکر نمی کردم اینقدر اینجا بتونم راحت باشم.وقتی ازش دورم دلم براش تنگ می شه..

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387 ساعت 0:50  توسط نسیم  | 


مادرم دوستت دارم  

 

                             مادر  ای یاس ناز روزت مبارک

 

 

Mother

 

Blessed is your face
مبارك و خجسته باد چهره ات

 

Blessed is your name
مبارک باد نامت

 

My beloved

ای عشق من

 

Blessed is your smile

گرامی باد خنده هایت

 

Which makes my soul want to fly

که روح مرا به پرواز در می آوری  

 

My beloved

ای عشق من

 
All the nights

در تمام شبها
 

And all the times

و در همه زمان


That you cared for me

تو همیشه مراقب من بودی

 

But I never realised it
اما من هیچ گاه اینرا درک نمی کردم

 

And now its too late

اما حالا خیلی دیر است


Forgive me

من را ببخش

 

Now Im alone filled with so much shame

حالا من تنها هستم مملو از شرمندگی و خجالت بسیار


For all the years I caused you pain

در تمام این سالها من باعث این درد و ناراحتی شدم


If only I could sleep in your arms again

اگر تنها یکبار دیگر بشه من روی شانه های تو بخوابم


Mother Im lost without you

مادر من بدون تو از بین می روم

 

You were the sun that brightened my day

تو مانند خورشیدی هستی که به زندگانی من روشنایی می دهی


Now whos going to wipe my tears away

حالا چه کسی است که اشکهای من را پاک کند


If only I knew what I know today

ای کاش می فهمیدم چیزی که باید امروز بفهمم


Mother Im lost without you

مادر من بدون تو از بین می روم

 

 

 

 

 

 متن آهنگ "مادر" با صدای سامی یوسف همراه ترجمه تقدیم شما شد

اگر کد آهنگ رو پیدا کردم حتما می گذارم

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 تیر1387 ساعت 21:8  توسط نسیم  | 



Rolling Credits

This script allows you to:


www.webloger.5u.com

Place

text

descriptions

of

any

sort

and it will

scroll up

the page

until its done.

You can even

make Links.

Or

use

images.