|
اهل تهرانم درب و داغانم! عمه اي دارم بدتر از درد كمر! دوستاني همه خنجر در دست! و خدايي كه مرا برده ز ياد لاي اين دود و آه ،پشت اين ابر سياه! اهل تهرانم حرفه ام بنایی ست گاه گاهي قفسي مي سازم مي فروشم به شما تا دل نقلي تان خوش بشود! خوب مي فهمم قفس آجري ام بي نان است! اهل تهرانم نسبم شايد برسد به خود خواجه محمد آغا!به زني زير پل حافظ نرسيده به سر فردوسي! نسبم شايد به شبي بين منوچهري و سعدي برسد! پدرم شاطر بود بار هم مي برد،شوفري هم مي كرد شپشی هم اما درته جيب نداشت! پدرم وقتي مُرد مادرم گفت: خدايا شكرت! پدرم وقتي مُرد خانه بي درمان! سقف نداشت هركه هستم هستم! گورباباي نسب چه اهميت دارد گشنگي سهم من است! زندگي حق من است من نمي دانم كه چرا مي گويند موز گران است بادمجان ارزان! نمك و نان چه كم از مرغ و فسنجان دارد! وچرا در وسط سفره ما قطره اي نفت و فلان بهمان نيست! چشم ها را بايد بست!جور ديگر بايد مرد! ******** ۱-البته فكر مي كنم در اين قسمت شاعر يك چيزيش ميشه اگر نه نفت كجا و سفره كجا! ۲-فصل امتحانات شد
|
About![]()
به یاد نمی آورم که در کدامین فصل Archivesتیر 1388آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
LinkDumpCategories |