تبليغاتX
صدای پای نسیم
قدمی مانده به صبح


صدای پای نسیم




 

اهل تهرانم

درب و داغانم!

عمه اي دارم بدتر از درد كمر!

دوستاني همه خنجر در دست!

و خدايي كه مرا برده ز ياد

لاي اين دود و آه ،پشت اين ابر سياه!

 

اهل تهرانم

حرفه ام بنایی ست

گاه گاهي قفسي مي سازم

مي فروشم به شما

تا دل نقلي تان خوش بشود!

خوب مي فهمم

قفس آجري ام بي نان است!

 

اهل تهرانم

نسبم شايد برسد

به خود خواجه محمد آغا!به زني زير پل حافظ نرسيده به سر فردوسي!

نسبم شايد به شبي بين منوچهري و سعدي برسد!

پدرم شاطر بود

بار هم مي برد،شوفري هم مي كرد

شپشی هم اما درته جيب نداشت!

پدرم وقتي مُرد مادرم گفت: خدايا شكرت!

پدرم وقتي مُرد خانه بي درمان! سقف نداشت

 

هركه هستم هستم!

گورباباي نسب

چه اهميت دارد

گشنگي سهم من است!

زندگي حق من است

 

من نمي دانم

كه چرا مي گويند موز گران است بادمجان ارزان!

نمك و نان چه كم از مرغ و فسنجان دارد!

وچرا در وسط سفره ما قطره اي نفت و فلان بهمان نيست!

 

چشم ها را بايد بست!جور ديگر بايد مرد!

 

********

۱-البته فكر مي كنم در اين قسمت شاعر يك چيزيش ميشه اگر نه نفت كجا و سفره كجا!

۲-فصل امتحانات شد ما رفتیم ... به قول اکبر عبدی مردیم بس که زنده موندیم...   وقتی ۸ واحد به حجم ۴ کتاب ۴۰۰ صفحه ای لاتین رو پاس کردم دوباره بر میگردم....

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 24 خرداد1387 ساعت 0:27  توسط نسیم  | 



Rolling Credits

This script allows you to:


www.webloger.5u.com

Place

text

descriptions

of

any

sort

and it will

scroll up

the page

until its done.

You can even

make Links.

Or

use

images.