|
لبه ی تیز آفتاب بر گردنم
ولی من هلاک با تو بودنم... صبوری داغم این پا و آن پا می کند برای دیدنت نیمی غروب نیمی روشنائی آهنگ چشم های تو را اما از پس دیوارها هم می توان شنید من خسته و خیس و تکراری رقصان و بی پناه آمده ام تا کرانه های رسیدنت خوب می شود حال دلم روی خواب دستها و در هوای چشم هایت بیا روح طوفانی مرا ببر با خودت به کوچه های خلوت مهتاب که این بار روزه سکوتش را به اشتباه قشنگ "دوستت دارم" خواهد گشود... *********** بعدا نوشت:از همه شما که نگرانم شدید و با کامنت های خصوصی و عمومی از دلتنگی ام پرسیدید ممنونم...حال دلم خوب است. باری اگر از احوالات اینجانب می پرسید ملالی نیست جز.....
|
About![]()
به یاد نمی آورم که در کدامین فصل Archivesتیر 1388آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
LinkDumpCategories |